بنام خداوندجان آفرین                         حکیم سخن بر زبان آفرین
 

کاش ورزشکاران ما هم حرفه ای فکر می کردند .

کاش برای وقت و نیروی خود ارزش قائل می شدیم .

کاش جایگاه و شأن تیم ملی را می دانستیم .

کاش به جای تعصب شهر یا استانمان تعصب تیم ملی را می کشیدیم .

کاش میدانستیم ورزش محیطی برای دوستی ها و صمیمیت هاست .

کاش میدانستیم انگیزه ما از حضور در تیم ملی چیست .

 

مسابقات جهانی چک به پایان رسید ولی باید از این مسابقات درس گرفت و نقاط ضعف را شناخت و آنها را برطرف کرد و باید به آینده بیاندیشیم و از گذشته ها درس بگیریم و بدانیم که میدان مهمی چون المپیک آسیایی را پیش رو داریم و باید از همین الآن به فکر حضور قدرتمندانه در این مسابقات باشیم و تیمی منسجم و قوی را روانه این میدان مهم نمائیم بنده به عنوان کسی که یک ماه در کنار تیم اعزامی به مسابقات جهانی چک حضور داشته ام معتقدم این تیم تمام فاکتورهای لازم برای موفقیت را دارا نبود و صرف حضور یک مربی کاربلد و با دانش در کنار تیم و تلاش کمیته دراگون بت موجبات موفقیت را به وجود نخواهد آورد بلکه فاکتورهای دیگری نیاز است تا یک تیم در مسیر موفقیت قرار گیرد و کسب افتخار نماید.

قبل از شروع حرفهایم لازم است به این مطلب اشاره کنم که آقای عباس محمد علی بی شک یکی از بهترین مربیان فدراسیون قایقرانی است  که از نظر فنی و اخلاقی یک الگو می باشد و باید گفت که پیشرفت چند ساله این رشته در کشور مدیون انتقال علم و دانش روز در دراگون بت توسط ایشان به مربیان جوان استانها می باشد و باید سعی کرد به خوبی از علم و دانش بالای ایشان در پیشرفت و توسعه این رشته استفاده کرد که مطمئناً نتایج مثبت آن را خواهیم دید چون دراگون بت کشور از ظرفیت بالایی برخوردار است و کسب موفقیت در میادین بین المللی دور از دسترس نخواهد بود و تحقق این امر منوط به این است که ورزشکاران ما هم حرفه ای فکر کنند و دید و نگاه خود را عوض کنند و بدانند که زمان آن رسیده که به مقوله ورزش حرفه ای نگاه کنیم و دیگر قابل قبول نیست برای یک ورزشکار ملی پوش که ظایفش مکرراً از سوی مربیان به او گوشزد شود و خود نسبت به وظایفش بی اهمیت باشد در حالی که مشاهده می شود ورزشکاران کشورهای دیگر مسیر حرفه ای شدن را طی نموده اند و این امر برای آنها نهادینه شده است و نیاز نیست که مربی به جای پرداختن به مسائل فنی به دنبال توجیه ورزشکار برای انجام وظایفش باشد و این آگاهی می تواند به ورزشکار کمک کند که مسیر موفقیت را سریعتر طی کند و اگر غیر از این باشد و ورزشکار حرفه ای نباشد خیلی زود کنار خواهد رفت و عمر ورزشی و قهرمانی او نیز خیلی کوتاه خواهد بود و ورزشکاران ما نیزبا اینکه دارای توانایی و استعداد بالایی هستند ولی باید دید و نگرش خود را عوض کنند و اگر می خواهند در مسیر موفقیت گام بردارند باید حرفه ای فکر کنند و چارچوب و اصول حاکم بر ورزش را برای خود نهادینه کنند و بدانند هر کسی در محیط ورزش دارای وظایفی است و به وظایف خود آگاه شوند و آنها را سر لوحه کار خود قرار دهند که بی شک تبعات مثبت این امر شامل حال ورزش قهرمانی ما خواهد شد . مسئله دومی که باید به آن بپردازیم این است که باید ابتدا انگیزه خود را از حضور در تیم ملی مشخص کنیم و برای وقت و نیروی خود ارزش قائل شویم و باید از خود بپرسیم چرا به تیم ملی آمده ام ؟ آیا همین که به تیم ملی دعوت شده ام و قرار است همراه تیم به مسابقات اعزام شوم برای من کافی است ؟ یا اینکه باید به دنبال کسب افتخار همراه تیم ملی باشم و برای وقت و نیروی خود ارزش قائل شوم ؟ من که دوری از خانواده ام را تحمل کرده ام و از تحصیل و کار خود گذشته ام آیا نباید نتیجه مثبتی از زحمات و تلاش خود بگیرم ؟ آیا بی توجهی به این دو  امر گرانبها تبعات منفی را در ارکان زندگی ما نخواهد داشت ؟ آیا کسی که برای وقت و انرژی و نیروی خود ارزشی قائل نیست برای چه چیز دیگر می خواهد ارزش قائل شود ؟ به نظر بنده کسی که به تیم ملی قدم می گذارد باید ظرفیت بالایی برای خود در نظر بگیرد و مانند یک دونده که در خط استارت مسافت بیشتری از جلو را نگاه می کند و در استارت از بقیه نفرات جلو می افتد عمل کنیم و باید دارای انگیزه بالایی باشیم و به خود بگوییم ما که وقت خود را صرف این امر نموده ایم و نیرو و انرژیمان نیز در اختیار این امر قرار گرفته چرا نباید نتیجه مثبتی از آن بگیریم و جبران وقت و انرژی هدر رفته خود را نمائیم . که اگر غیر از این باشد اولین کسی که ضرر خواهد کرد خود مائیم و این امر نیز یکی از آزمون های زندگی است که باید سعی کنیم سربلند از آن بیرون بیائیم .

مسئله سومی که باید به آن پرداخت این است که متأسفانه ما هنوز به خوبی شأن و جایگاه تیم ملی را درک نکرده ایم و نمی دانیم که لباس مقدس تیم ملی را پوشیده ایم و هنوز تعصب شهر یا استانمان را می کشیم غافل از اینکه تیم ملی متعلق به همه کشور است و متعلق به فلان استان و فلان شهر نیست و باید فکر و نگاهمان را عوض کنیم و خود را با شرایط و چارچوب حاکم بر تیم ملی تطبیق دهیم و بدانیم که دیگر به عنوان یک ورزشکار ملی پوش به ما نگاه می شود و به عنوان الگو قرار می گیریم و تمام حرکات و رفتار ما زیر نظر می باشد  و ممکن است هر حرکت یا رفتار نسنجیده تبعات منفی را برایمان بدنبال داشته باشد و به شأن و جایگاه تیم ملی هم خدشه وارد کند پس باید بدانیم که در جایگاهی که قرار گرفته ایم متعلق به شخص خود نمی باشیم  و با تیم استان یا شهرمان تفاوت دارد و انتظارات بیشتری از ما وجود دارد و ما باید به خوبی جوابگوی این انتظارات باشیم و الگویی باشیم برای دیگر ورزشکاران این رشته در داخل کشور و همواره مانند یک ورزشکار ملی پوش و نخبه رفتار کنیم و زمانی که شأن و جایگاه تیم ملی را به خوبی درک کردیم تلاش و جدیت بیشتری از خود نشان خواهیم داد و از انگیزه بالایی برای رسیدن به موفقیت برخوردار خواهیم شد و مطمئناً در صورت تحقق این امر کسب افتخار دور از دسترس نخواهد بود و اگر غیر از این باشد و نتوانیم به خوبی اهمیت این مسئله را درک کنیم خیلی زود شأن و جایگاه بالای تیم ملی ما را از خود دور خواهد کرد و کسی را جایگزین ما خواهد کرد که به خوبی اهمیت این موضوع را درک کرده باشد .

چهارمین و آخرین مسئله ای که باید به آن پرداخت این است که فلسفه ورزش پرورش روح سالم در بدن سالم است و باید بدانیم که محیط ورزش فرای میدان مبارزه  میدان دوستی ها و رفاقت هاست و باید ورزش وسیله ای شود برای پیوندهای دوستی بین ما و سعی کنیم به دنبال رفاقت و همدلی و صمیمیت با شیم ما که هر کدام از یک استان و یک فرهنگ خاص خود آمده ایم فرصت خوبی است تا با فرهنگ همدیگر آشنا شویم و با استحکام بخشیدن به دوستی ها موجبات همدلی را در بین تیم بوجود آوریم آن هم در ورزشی مانند دراگون بت که باید همه مانند یک روح در کالبد یک جسم باشند و همدلی و دوستی بین نفرات بیشترین تأثیر را در موفقیت تیم خواهد داشت و اگر غیر از این باشد و هر کس فقط تعصب استان خود را بکشد و نخواهد با دیگر نفرات بنای دوستی و همدلی را ایجاد کند چگونه می توان انتظار داشت که به موفقیت دست پیدا کرد و چگونه می توان یک تیم را تشکیل داد که یک هدف را دنبال کند و برای یک آرمان متحد شوند. بله هیچگاه چنین تیمی را نمی توان تشکیل داد و اگر هم تشکیل شود موفقیتی را حاصل نخواهد کرد . پس بیایم یک فکر و ایده نادرست را از فضای تیم ملی دور کنیم که ضرر آن متوجه همه تیم خواهد شد و جلوی موفقیت و کسب افتخار ما را خواهد گرفت.

                              < به امید کسب افتخار در مسابقات المپیک آسیایی گوانگجو>